دوستان عزیز نکته بسیار مهمی که همه ما باید به آن توجه کنیم از دست ندادن نیروهای بالقوه ما درون حاکمیت است. الان ممکن است دوستانی ناراحت شوند اما من خواهش می کنم یک دقیقه تأمل کنید. یادمان نرود که وقتی خاتمی پشت میرحسین ایستاد و او را کاندیدای اصلاح طلبان معرفی کرد خیلیها اعتراض کردند و گفتند چرا میرحسین با این تعهدی که به انقلاب و نظام دارد؟ حالا همه خوب می بینیم که شجاعت، ایستادگی، هشیاری و خیلی از خصایص خوب میرحسین در هیچ کس دیگری نبود و اگر او در نقش کاندیدا ظاهر نمی شد هیچ کدام از این تحولات در کشور رخ نداده بود.
همچنین یادمان نرود که هاشمی با این همه هزینه ای که از سال 88 به بعد داده است و با تمام مشکلاتی که برای سمت و جایگاه خودش و خانواده اش به وجود آمده است فردی نیست که به این زودیها وا بدهد. حداقل این است که اصلاً به نفعش نیست. هاشمی بعد از خمینی و یاران نزدیکش (مانند آیت الله منتظری) تقریبا خود را صاحب اصلی انقلاب می داند و بعید است به این سادگی بگذارد امثال احمدی نژاد یا دست پخت خودش آقای خامنه ای، انقلاب را از دستش در بیاورند. تازه، هنوز با این همه موضع گیری، سعی کرده همچنان کلی گویی کند. نامی از فتنه نبرده و به قانون اساسی و عدم تفرقه بین مردم ( همان مطالبات میرحسین) اشاره کرده.
من در مدح هاشمی روضه نمی خوانم و به نظرم در صورت بدست آمدن یک پیروزی سیاسی، اولین کسی که در مورد بسیاری ستمها باید پاسخگو باشد هاشمی است، اما به نظر من در پشت تمام حرفهایی که از طرف آدمهایی که هنوز حضوری در قدرت دارند سیاستی نهفته است که به نظر من به ضرر جنبش نیست حتی اگر به نفعش نباشد (که به نظر من هست). بلکه پیش داوریهای زود هنگام ما و برداشتن حمایتمان از آنها ممکن است به ضرر جنبش تمام شود. اندکی تأمل کنیم، استراتژیک باشیم، و حداقل از اظهار نظرهای شتاب زده پرهیز کنیم. بهتر است به فکر وظایف خودمان در 10 اسفند باشیم.
