یکشنبه ۲۷ فوریهٔ ۲۰۱۱

من در رثای هاشمی روضه نمی خوانم، اما...


اینو با آبجیم نوشتیم.
دوستان عزیز نکته بسیار مهمی که همه ما باید به آن توجه کنیم از دست ندادن نیروهای بالقوه ما درون حاکمیت است. الان ممکن است دوستانی ناراحت شوند اما من خواهش می کنم یک دقیقه تأمل کنید. یادمان نرود که وقتی خاتمی پشت میرحسین ایستاد و او را کاندیدای اصلاح طلبان معرفی کرد خیلیها اعتراض کردند و گفتند چرا میرحسین با این تعهدی که به انقلاب و نظام دارد؟ حالا همه خوب می بینیم که شجاعت، ایستادگی، هشیاری و خیلی از خصایص خوب میرحسین در هیچ کس دیگری نبود و اگر او در نقش کاندیدا ظاهر نمی شد هیچ کدام از این تحولات در کشور رخ نداده بود.
همچنین یادمان نرود که هاشمی با این همه هزینه ای که از سال 88 به بعد داده است و با تمام مشکلاتی که برای سمت و جایگاه خودش و خانواده اش به وجود آمده است فردی نیست که به این زودیها وا بدهد. حداقل این است که اصلاً به نفعش نیست. هاشمی بعد از خمینی و یاران نزدیکش (مانند آیت الله منتظری) تقریبا خود را صاحب اصلی انقلاب می داند و بعید است به این سادگی بگذارد امثال احمدی نژاد یا دست پخت خودش آقای خامنه ای، انقلاب را از دستش در بیاورند. تازه، هنوز با این همه موضع گیری، سعی کرده همچنان کلی گویی کند. نامی از فتنه نبرده و به قانون اساسی و عدم تفرقه بین مردم ( همان مطالبات میرحسین) اشاره کرده.
من در مدح هاشمی روضه نمی خوانم و به نظرم در صورت بدست آمدن یک پیروزی سیاسی، اولین کسی که در مورد بسیاری ستمها باید پاسخگو باشد هاشمی است، اما  به نظر من در پشت تمام حرفهایی که از طرف آدمهایی که هنوز حضوری در قدرت دارند سیاستی نهفته است که به نظر من به ضرر جنبش نیست حتی اگر به نفعش نباشد (که به نظر من هست). بلکه پیش داوریهای زود هنگام ما و برداشتن حمایتمان از آنها ممکن است به ضرر جنبش تمام شود. اندکی تأمل کنیم، استراتژیک باشیم، و حداقل از اظهار نظرهای شتاب زده  پرهیز کنیم. بهتر است به فکر وظایف خودمان در 10 اسفند باشیم.

یکشنبه ۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۱

یکشنبه ۹ ژانویهٔ ۲۰۱۱

سقوط هواپیما در جنگ از پیش شکست خورده

هواپیما با 105 نفر آدم داخلش افتاده، دو ساعت بیشتر از خبر نمی گذرد، تلویزیون یک ربع است چهره معظم را به عنوان خبر اول دارد نشان می دهد، تقریباً همه صحبتهایش را با اضافات و تفسیر پخش کرد. خبر سقوط هواپیما که همه جا همیشه در صدر اخبار قرار می گیرد، -چون جان آدمها در میان است-؛ در تلویزیون جمهوری اسلامی خبر دوم است. بعد از یک ربع مزخرفات در مورد طراحان اصلی فتنه. ما اینجا نگران اقواممان هستیم این مردک می گوید ما قله ها را شناختیم... لابد شناخته ایم دیگر.
و من آن سوتی مثال زدنی رو دادم. آخر شب جزوه رو بستم و به خودم گفتم که اون چند تاتفسیر داده ها رو هم فردا می خونم و پس فردا می رم امتحانو با خیال راحت می دم. صبح س. زنگ زد.
س. : سلام. کجایی؟
گرگ ژنده پوش(خواب): سلام. خونه.
س. (متحیر) : خونه چیکار می کنی؟ مگه تو امتحان نداری؟
گرگ ژنده پوش (گیج): ها؟ امتحانم 18 امه.
س. : امروز 18امه.
گرگ ژنده پوش (نمی خواهد بپذیرد):ها؟
س. :8 و نیم شروع میشه ها بدو...
8:10 بود. هرگز نرسیدم تفسیر ها رو بخونم. هرگز.
ساعت 8:40 سر جلسه بودم. سؤالات همه از تفسیر ها بود.
true damn story
----
عوضش الان برف می آید و ما خوشحالیم. بدجور خوشحالیم.

چهارشنبه ۵ ژانویهٔ ۲۰۱۱

کجا رو اشتباه رفتیم داداش؟

من معتقد بوده ام که هر حکومتی انعکاس مردم جامعه اش است. همیشه این را به خودم و دیگران تا جایی که می شده است گوشزد کرده ام تا یک وقت دوباره مثل سابق فکر نکنیم که ما آدم های فرشته خصالی هستیم که در چنگ یک مشت دراکولای آدم خوار اسیر شده ایم. همه ما یک احمدی نژاد، یک شریعتمداری، یک معظم و... در درونمان داریم و در رفتار ها و فکر هایمان متجلی است، حکومت آینه ماست. ما دروغگویی، توجیه گری (در حد فوق بشری)، بی مسئولیتی و وحشیگری در رفتارمان دیده می شود. با فهمیدن این مسأله و آگاهی به احمدی نژاد ذهنمان و تلاش در اصلاح آن، احتمالاً به تدریج چیزی به نام احمدی نژاد در جهان خارجی وجود نخواهد داشت.
----
با این حال گاهی (مثلاً امروز) از خودم می پرسم که ما مگر چقدر به بربریت رسیده ایم دیگر؟ با همه ظلمی که به مجید توکلی- که شرف جنبش دانشجویی می نامندش- است می رود، باز هم به خانه اش هجوم برده اند و وسایل خانه شان را شکسته اند و به غارت برده اند و برادرش را هم به اداره اطلاعات احضار کرده اند. یعنی ما اینقدر بی انسانیت و بی وجدان بی اخلاق و بی ایمان شده ایم که این بشود آینه رفتارمان؟ برایم خیلی عجیب است. ما دزدی می کنیم، به حقوق هم تجاوز می کنیم، همدیگر را می کشیم... ولی آیا تا این حد هم دریدگی در رفتارمان هست که کسی که زندانی ست و بهترین سالهای عمرش را آنجا می گذراند، به خانواده اش هم رحم نکنیم و هر روز دردسر تازه ای برای شان ایجاد کنیم؟ هرچند هم که طرف دشمن خونی مان باشد...
----
این فکر ها را که می کنم، بعدش فکر می کنم که شاید به آن بربریت واقعاً رسیده باشیم. آن وقت به خودم نگاه می کنم تا پیدا کنم که کجای زندگی ام با اطرافم اینطور رفتار می کنم.

پنجشنبه ۳۰ دسامبر ۲۰۱۰

Where man... where?i

آقای جمهوری اسلامی! سران جنبش سبز را بی خیال شو. از دستگیری اینها چیزی بهت نمی ماسد. حتی اگر واقعاً فکر کرده ای که مردم جورابت را بادبان نمی کنند، باید بدانی که در دراز مدت نبودن کسانی برای متعادل کردن تندروی ها وحشتناک به ضررت تمام می شود. آخر کجا می خواهی فرار کنی؟ کی راهت می دهد؟ اروپا و امریکا که هیچ، روسیه هم بهت انگشت سوم نشان داد. کشورهای شرق آسیا هم که خیلی حسابت نمی کنند. هند که تا بگویی آمده ام پناهنده شوم، از زیر عینک نگاهت می کند و می گوید: متوجه نشدم...؟ برزیل و ترکیه هم که خیلی عاقلتر ازآن هستند که تو را پناه بدهند و کل امریکای لاتین هم حوصله ات را ندارد و کاسترو هم که علیه ات مصاحبه می کند. کره جنوبی هم که بی خدا هستند و تازه میفرستندت جزء توده ها. می ماند سوریه و ونزوئلا و لبنان و چند کشور افریقایی. تو کدامشان می خواهی اعتبار کسب کنی؟

یکشنبه ۱۹ دسامبر ۲۰۱۰

یارانه از کف دادگانیم / از سوبسید آزادگانیم

ووه!
هدفمند شدیم!
من الان از قیمتا خبردار شدم بنابراین دارم میرم ببینم خیابون چه خبره.